سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
ابر برچسب ها
سلوک ، امام خامنه ای ، محرم ، آب وضو ، احکام ، استفتائات ، اعضای وضو ، حاج قاسم سلیمانی ، حاتمی کیا ، زمان وضو ، اینفوگرافیک ، شرایط وضو ، احکام وضو ، شهادت ، ظرف وضو ، عرفه ، عزاداری ، فتاوای مقام معظم رهبری ، مداحان ، مذاکرات هسته ای ، مراسم ، مقام معظم رهبری ، نماز ، شعر ، احکام عزاداری ، شرایط لباس نمازگزار ، شبهه ، سنت ، اولین دوره‌ی ریاست‌ جمهوری آیت‌ الله خامنه‌ ای ، اوقات نمازهای یومیه ، اوباما ، انقلاب ، امام هادی ، امام زمان ، سلام ، سفرنامه ، سردار سلیمانی ، سجده ، سپاه ، سایت مصاف ، زیارت عاشورا ، امام حسین ، امام جواد ، امام باقر ، افراتخته ، اعمال و مناسک حج ، اعمال شب و روز عرفه ، اعمال دحوالارض ، رکوع ، روضه ، روستا ، رسانه ، رساله آموزشی ، راهکار ، راه های نفوذ ، رائفی پور ، ذکر ، دکتر سلام ، دوران دفاع مقدس ، دعای عرفه ، دشمن ، دحوالارض ، دانلود ، خطوط قرمز مذاکره ، خاطره رهبر انقلاب ، خاطرات ، حکم تنفیذ ، حیدر اولاد ، حوادث ، حمایت رهبر انقلاب ، حق و باطل ، حضرت علی ، حجاب ، حج تمتع ، حج ، چهل روز ، چگونه گناه نکنیم ، چ ، جوان ، جهیزیه ، جنگ 50روزه غزه ، جان کری ، ثروت ، توصیه به مداحان ، توصیه ، تقریظ ، تشهد ، ترازو ، تجملات ، پیوند آسمانی ، پوستر با کیفیت ، پروین اعتصامی ، بیانات امام خامنه ای ، بهجت ، بهبودی حال امام خامنه ای ، بچه پولدارهای تهرانی ، بچه پولدارها ، اشک ، اسلام آمریکایی ، اسراف ،
وصیت نامه شهدا

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :14
بازدید دیروز :44
کل بازدید :98653
تعداد کل یاد داشت ها : 173
آخرین بازدید : 95/9/17    ساعت : 5:51 ع
امکانات دیگر
سلام ابراهیم (یادداشتی از یک معلم)     

تصمیم گرفته بودم وقتی رفتم سر کلاس درس کلاسم یه فرقی با بقیه کلاس ها داشته باشه ..
خیلی فکر کردم که چکار کنم ..
شاگردام پسر بچه بودند ، وقتی سر کلاس می رفتم فقط درباره ی زور و بازو و قهرمان هایی که توی ماهواره بودند حرف می زدند … قهرمان هایی که توی بازی های رایانه ای بود…
هر وقت می رفتم سر کلاس یه حدیث از ائمه روی تخته کلاس می نوشتم ولی به نتیجه ای که می خواستم نمی رسیدم …
تا اینکه تصمیم گرفتم یه قهرمان براشون معرفی کنم که جایگزین قهرمان های پوشالی اون ها بشه…
رفتم سراغ شهدا..
اما مونده بودم کدوم شهید….
از شهدا خواستم خودشون کمک م کنند..
اسم شهدا رو توی کاغذ نوشتم و قرعه کشی کردم ..
قرعه به نام شهید هادی در اومد…
بسم الله رو گفتم و شروع کردم به برگردوندن کتاب سلام بر ابراهیم با زبانی ساده تر و کودکانه تر..
تصمیم گرفتم اصلا توی قصه نگم که ابراهیم یک شهید..
هر روز یه قصه از ابراهیم می گفتم ..
به بچه ها گفته بودم ابراهیم زنده ست و من آخر قصه شما رو می برم پیشش..
حالا نزدیک یک ماه از شروع این کار می گذره و باورتون نمی شه که ابراهیم شده قهرمان کلاس ما ..
باورتون نمی شه بچه هایی رو که با هیچ چیز نمی تونستم ساکت کنم چه طوری وقتی نوبت قصه ابراهیم می شه ساکت می شن ..
وقتی یه روز فراموش می کنم که قصه ابراهیم رو بگم ،چه غوغایی توی کلاس می شه که خانوم چرا یادتون رفت آخه؟؟
22 بهمن تولد(شهادت تولد یک قهرمان است) ابراهیم..
و من بهشون گفتم که قراره ببرمشون پیش ابراهیم ..
همش می گفتن خانوم ما برای تولد ابراهیم چی بخریم براش؟وقتی دیدیمش چه کارکنیم…
و حالا شهدای گمنام شهرما منتظر بچه های کلاس من هستند ،که روز 22 بهمن بریم پیششون…


یادداشت های یک معلم

منبع: http://www.afsaran.ir/link/1181651




برچسب ها : شهید ابراهیم هادی  ,
      
خورشید این قبیله چرا دیر کرده است؟     



      

چهار عامل که باعث شد مصطفی، مصطفی شود آن هم از زبان پدرش، برای دانشجویان شنیدنی بود:

اول؛ احترام وافر به پدر و مادر.

دوم؛ سرباز خوب برای ایران. شبانه روز کار می‌کرد. روزی سه، چهار ساعت بیشتر نمی‌خوابید. جوان رشیدی بود ولی به خاطر کثرت کار جسم لاغری داشت.

سوم؛ مرید خوبی برای رهبر بود. آن بصیرت و ولایتمداری را به خوبی اجرا می‌کرد. آقا گفتند شهادت این جوان مانند تیری در قلب ما نشست. آقا در نماز جمعه گفتند شهادت این جوان دل ما را سوزاند. شهادت این جوان حداقل سه ماه انقلاب را بیمه کرد.

 

و چهارم؛ بنده? خوبی برای خدا بود. هر کاری که می‌کرد برای خدا بود. اگر آن پرده امنیتی بیفتد می‌بینید که چه عنصر عجیبی را از دست داده‌اید. با 32 سال سن کاری می‌کرد که دانشمندان هسته‌ای از دستشان برنمی آمد. خدا حقش را ادا کرد




برچسب ها : شهید  , احمدی روشن  ,
      

رایج شده است که حرف‌ها و شعارهای اصلی ما را به مسخره می‌گیرند

و با یک «الکی» خرابش می‌کنند ! جالب است؛

اقلیتی جاهل یا خائن، حکومت یاقوتی امروز را با حکومت طاغوتی شاه مقایسه می‌کنند!

فقط کافی است چند تا از محصولات حکومت پهلوی را پیش چشم‌شان بیاوریم

تا دیگر جرئت نکنند اسم آن را به زبان بیاورند.

بگذارید این بار به زبان خودشان سخن بگوییم تا بدانند ما هم خیلی بانمکیم!

آقا چقدر تو این حکومت دزدی می‌شه... الکی مثلاً ما نمی‌دونیم شاه وقتی رفت 270 چمدون جواهر دزدید!

زمان شاه تو دنیا احترام‌مون بیشتر بود... الکی مثلاً ما نمی‌دونیم شاه

کاپیتولاسیون رو تصویب کرد که بر اساس اون احترام سگ آمریکایی از شاه ایران بیشتر بود!

چرا این‌جا فضا این‌قدر امنیتیه؟... الکی مثلاً ما نمی‌دونیم زندان‌های ساواک

با آموزش موساد مخوف‌ترین زندان‌های خاورمیانه بودند! 

حکومت پهلوی مقتدرترین حکومت خاورمیانه بود... الکی مثلاً ما نمی‌دونیم پهلوی

سال 54 به فرمان انگلیس بحرین رو از ایران جدا کرد!

راستی بد نیست چندتایی از این‌ها را حفظ کنیم که هر وقت کسی حرف بی‌خود زد،

از نظام اسلامی که پاره‌ تن‌مان است دفاع کنیم.

چونکه بعضی از آن‌ها برای ننگ تاریخ بس است.

مثلاً همین کاپیتولاسیون... وای!




برگرفته ازwww.Morabbee.ir




برچسب ها : شبهه  , انقلاب  , ضد انقلاب  ,
      
راههای نفوذ دشمن در بیان حضرت علی(ع)     

1- بهانه‌های عامه پسند

یکی از اقدامات اساسی دشمنان در پیش برد اهداف خویش، تمسک به بهانه های عامه پسند است تا از طریق همراه نشان دادن خود با عموم مردم بتوانند اهداف خود را پی بگیرند  . حضرت علی(ع) در خطبه 194 میفرمایند:«در هر دلى راهى، و بر هر اندوهى اشک ها مى ‏ریزند. اما مساله اینجاست که در آغاز، راه را آسان اما سپس در تنگناها به بن بست مى‏کشانند».

امام علی(ع) در خطبه 26 می فرمایند که «انسان ضعیف هیچ گاه نمی تواند ظلم را از خود دور کند و حق جز با جدیت به دست نمی آید»

2- ایجاد شبهه

شبهه چیزی است که شبیه به حق است. امام علی(ع) می فرماید: «شبهه را از این رو شبهه نام نهادند که شباهت به حق دارد اما برای دوستان خدا، نوری که آنان را در تاریکی های شبهه راهنمایی کند، یقین آن ها است، و راهنمای آن ها، مسیر هدایت است، ولی دشمنان خدا، گمراهی شان آنان را به شبهات دعوت می کند.»

ایشان در تعبیر بلندی می فرمایند که «الناس اعداء ماجهلوا؛ مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند.» در چنین شرایطی که حق و باطل درهم می آمیزند افراد بی بصیرت به خاطر فهم اشتباه به عنوان ابزاری در دست دشمنان قرار می گیرند و ناخواسته و با نیت حق مداری به عنوان عاملان عده ای که تعمداً حق و باطل را درهم آمیخته اند، عمل می کنند.

3- فریب افکار عمومی

حضرت علی(ع) در خطبه 200 می فرمایند: «وَاللهِ ما معاویة بأدهَی مِنِّی، وَلکِنَّهُ یَغدرُ وَ یَفجرُ. وَ لَولا کرَاهیّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَی النّاس، وَ لکِن کُلُّ غُدرة فُجرةٍ، وَ کلُّ فُجرةٌ کفَرَة. «وَ لِکلّ غَادِر لِواءٌ یُعرَفُ بِهِ یَومَ القِیامَة؛ سوگند به خدا! معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما معاویه حلیه‎گر و جنایتکار است، اگر نیرنگ ناپسند نبود من از زیرکترین افراد بودم. ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است، روز رستاخیر در دست هر حیله‎گری پرچمی است که با آن شناخته می‎شود.»

4- تبلیغات و جوسازی

یکی دیگر از شگردهای همیشگی اهل باطل، جوسازی و تبلیغات منفی و خالی کردن دل مومنین و مجاهدین است. حضرت علی(ع) در اینباره می فرماید: «للحق دوله و للباطل جوله؛ حق ماندگار هست اما باطل اهل جولان دادن است.»
بر این اساس امیرمومنان می فرمودند: «ای مردم! در طریق هدایت از کمی افراد وحشت نکنید زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.»

5- ایجاد اختلاف و تفرقه

امام علی(ع) در خطبه 122 یکی از راههای تاثیرگذاری و نفوذ شیطان را تبدیل جماعت به تفرقه می دانند. حضرت علی(ع) در خطبه 127 تاکید می کنند که به اکثریت التزام داشته باشید و از تفرقه بپرهیزید چرا که کسانی که عموم مردم جدا می شوند نصیب شیطان می گردند همچنانچه گوسفند جداشده از گله نصیب گرگ می گردد. بر این اساس و با توجه به این اهمیت، امام علی (ع) می فرمایند: هرکس مردم را به تفرقه فراخواند، اورا بکشید. هرچند در زیر عمامه من پنهان شده باشد.

6- استفاده ابزاری از مقدسات

یکی از شیوه های دشمنان استفاده ابزاری از مقدسات بوده است. استفاده معاویه در جنگ صفین از قرآن برای فریب یاران امام علی(ع) نمونه ای از این شیوه است. حضرت علی(ع) پس از فتنه تحکیم، در نامه ای به معاویه نوشت: «ثم انک قد دعوتنی الی حکم القرآن و لقد علمت انک لست من اهل القرآن و لاحکمه ترید؛ تو مرا به حکم قرآن دعوت کردی در حالی که اهل قرآن نیستی و حکم او را نمی خواهی»

عوامل شخصیتی:

امام علی (ع) در روایتی به چهار ویژگی کلیدی اشاره کرده و می فرمایند:
«من استطاع أن یمنع نفسه من أربعه اشیاء فهو خلیق بأن لاینزل به مکروهٌ أبداً قیل: وما هنّ یا أمیرالمؤمنین! قال: العجله واللجاجه والعُجب والتّوانی؛ هرکس بتواند نفس خود را از چها رصفت بازدارد و این امر جزء خلق او گردد، هیچ گاه واقعه ناخوشایندی متوجه او نخواهدشد. پرسیده شد که آن چهارصفت کدام است؟ فرمودند:
-1عجله: بدون تأنّى و دقت، تصمیم‏ گیرى کردن و یا کارى را انجام دادن و یا حرفی را زدن.
-2لجاجت: اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏ اى که خلاف آن ثابت است اما فرد نمی خواهد از موضع خود کوتاه بیاید.
-3مغرورشدن و خودشگفتى: انسان، نقص‏ ها و ضعف‏ هاى خود را ندیده و محاسنش را بزرگ بشمرد.
-4کاهلى و سستى: کار امروز را به فردا افکندن و تأخیر انداختن»


 

منبع مقاله : خبرگزاری فارس




برچسب ها : نفوذ  , دشمن  , حضرت علی  , راه های نفوذ  ,
      
نمازمان قضاست...     




برچسب ها : امام زمان  , ظهور  ,
      

قسمت سوم:

برای روشن شدن بیشتر شما و افکار عمومی مروری بر مواضع این سال‌های اخیرتان دارم:

خاطره نامه به امام درباره شیطان بزرگ آمریکا

1 ــ شما در فروردین ماه سال 91 و در گفت‌وگویی با فصلنامه مطالعات بین‌المللی می‌گویید: «من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم، برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه 7 موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که “شما بهتر است در زمان حیاتتان، اینها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به‌صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبورکردن مشکل خواهد بود…” یکی از این مسائل رابطه با آمریکا بود. نوشتم “بالاخره سبکی که الآن داریم که با آمریکا، نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است”».

و جالب اینکه پس‌ازآنکه این اظهارات شما با واکنش نخبگان سیاسی و رسانه‌ها مواجه می‌شود، در توجیه ادعای خود گفتید: «اگر بحث‌هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود، حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می‌دادند».(!)

با توجه به قاعده «الاقرار العقلا علی أنفسهم جائز» می‌توان صحت ادعای شما در نگارش نامه را پذیرفت، اما اینکه شما سکوت امام را حمل بر رضایت ایشان کرده‌اید، سخت مبالغه‌آمیز و تحریف مکتب امام(ره) است. حتی اگر صحت ادعای شما مبنی بر عدم پاسخ امام را بپذیریم هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که سکوت امام به‌معنای موافقت با دیدگاه شما باشد. چه آنکه امام در پیش و پس از انقلاب در بسیاری از مسائل چالشی مطرح بین انقلابیون، همچون کتاب شهید جاوید و دکتر شریعتی، سکوت پیشه کردند و این را نمی‌توان به‌حساب موافقت ایشان با دیدگاه‌های انحرافی گذارد و مهمتر اینکه سرتاسر مواضع  حضرت امام(ره) در سال پایانی عمر و حتی در وصیتنامه سیاسی الهی ایشان و در نامه عزل آقای منتظری (68.01.06) و پیام نوروزی ایشان در (68.01.01) همه و همه نفی دیدگاه و نظر شماست.

ادامه مطلب...

      
   1   2   3   4   5   >>   >